موسیقی ظریف

باران

 توام با نزهت نجیب و سوزناک

 نسیم  سحری

آرام آرام

ترانه ی بهار را

در گوش زمستان

زمزمه می کند 

و من

 وامانده از خواب نوشین صبحگاهی

رویاهای مه آلود

 لحظات زندگیم را

با امید ماندگاری و

دوام لذت پیروزی ها و

فراموشی ذلت شکست ها

برای تو می گویم و می نویسم

شاید که بطالت سپیده دمان

عمر بر باد رفته ام

 بهای فرزانگی و

میراث عشق و

چراغ راه

کودکان فردا باشد...