درآینه ی فردا...
موسیقی ظریف
باران
توام با نزهت نجیب و سوزناک
نسیم سحری
آرام آرام
ترانه ی بهار را
در گوش زمستان
زمزمه می کند
و من
وامانده از خواب نوشین صبحگاهی
رویاهای مه آلود
لحظات زندگیم را
با امید ماندگاری و
دوام لذت پیروزی ها و
فراموشی ذلت شکست ها
برای تو می گویم و می نویسم
شاید که بطالت سپیده دمان
عمر بر باد رفته ام
بهای فرزانگی و
میراث عشق و
چراغ راه
کودکان فردا باشد...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۸ ساعت 14:24 توسط حمید راهدار
|