معتقدم هنرمندواقعی باید بدوا خویشتن خویش را دریافته باشند و گرنه اثرش ارزش چندانی

ندارد. نمی نویسم هنرش زیرا هنر با هنرمندنما میانه ای ندارد.البته این امر به مرورشکل

می گیرد و نمی شود انتظار داشت هر علاقمند و رهرو طریق هنر،عارفی باشد پاکباخته.

لکن بسیار مهم است که در  سیر تکامل روحی و ارتقاء جنبه های معنوی و حسن خلق

ساعی و کوشا باشدو در جامعه متخلق به صفات نیک انسانی باشد.ستارگان بی شمار هنر و

فرهنگ میهن عزیزمان که در همه زمینه های هنری درخشیده و می درخشند مطمئنا واجد این

صفات و الزامات بوده اند وگرنه نیکنامی و بزرگی و محبوبیت به آسانی حاصل نیست.حتما با بنده

هم عقیده هستید که هر کس محبو ب مردم باشدمحبوب خدا هم هست . واقعا چه چیزی ازاین

بالاتر که آدم در هردو جهان محبوب وسرافراز باشد. هنر و هنرمند درهمه جوامع انسانی دارای ارج و

قرب خاص هستند و باید هم که همینطور باشد . از طرفی هنرمندان همه عرصه ها بعنوان افراد

متشخص و فرهیخته جامعه باید خیلی وسواس بخرج دهند ودر جهت تعالی روح و ذات هنر بکوشند

چرا که بعنوان هنرمند جز این رسالتی ندارند واگر غیر از این باشداساسا اطلاق لفظ هنرمندموضوعیتی

ندارد.به این قبیل افراد هنرمند نما گفته میشودکه بحمدالله در جامعه ما یافت نمیشود.