بعضی ها برای ادای یک کلمه عالمی را به دردسر  و مکافات می اندازند وموجب

عصبانیت و جر و دعوا و جنگ اعصاب میشوند که همین امروز بنده شخصا شاهد

دعوای ۲ آدم به ظاهر متشخص و جا افتاده  بودم که بهمین دلیل با هم گلاویز شدند

و اگر  در این میان چند نفر خیرخواه نبودند که میانجگیری کنند شاید کارشون بجای

 باریک  کشیده میشد... حالا سر چی؟ سر هیچ و پوچ!!!!!!!!  طرف انگار واژه ها رو به

 قیمت خون و  به نرخ جون بهش می فروشند و اگه زبون لامذهبشو تکون بده کنتور

 میندازه و کن فیکون میشه... تا بخواد بگه آره یا نه (باقیش بخوره تو سرش همینم نمیگه)

کفر ابلیس را در میاره چه رسد به انسان بیچاره.

حاضرست کله ی  کچل سنگین صدمنی زشتشو با زحمت  و مرارت تکون بده

 ولی زبون سبکش را نه حیفش میاد!!!!!واحسرتا از دست این آدمای الدنگ...

 با خودم فکر میکنم چه بسا  واقعا کله ی پوک و گنده اش  از زبانش سبکتر است و لابد

   حقیقت غیر قابل انکار تهی مغزی و کله پوکی را خود بلا نسبت الاغش بهتر از من و

دیگران سراغ دارد که برای سخن گفتن  زبان اشاره را ترجیح میدهد.. لا ادری والله.....الله اعلم..

--------------------------------------------------------------------------------------------------

*عنوان پست عاریه است مهرزاد جان  طبق روال معمول بر من و شما منت نهاده زحمت نام و

 نشان شاعر ارجمند  و مولف گرانمایه ی عنوان پست را خواهد کشید.دیر و زود دارد ولی

 سوخت و سوز هرگز...