تمنای نگاهم

گیسوی سیاه و

چشم شهلایت را

در دشت پاک نجابت و

انبوه سبز جنگل

دنبال می کند

و زبان شعرم

هر شب

در پناه مخمل

مستور شب

نامت را

تکرار می کند

صادقانه بگویم:

در سرزمین مقدس

 عشق و صمیمیت و

دوستی

تو جاودانه ای

ای پریزاد...