عشق هایی کز پی رنگی بود...
شق اول عشق شکل میگیرد و خرده گیران خرده ای برآن نتوان گرفت و ارزشیابان حتی مغرض
و سخت گیر همه ی مولفه ها و پارامترهایش را کسری از کلیت دوستی بحساب آورده بر نفس
دوستی خلل و خدشه ای وارد نیاورده و آنچه نمود دارد عشق و دلدادگیست که در حرم دل یادگاری
اصیل و ماندگارست ...عشق پاک در تمامیت هستی و حدوثش، مقدس و قابل ستایش است.
دلدادگان سودائی راز عشق را در گرمی پرتو خورشید سخاوتمند به نظاره نشسته و در پناه
مهتاب نقره فام راز دل را در ناز و نوازش و نیاز آهسته در گوش هم زمزمه می کنند. آیا تاکنون
یرای اولین بار عشق را تجربه کرده اید؟ آیا متعاقب آن برای شما عشاق جان شیفته، مجددا
عشقی حادث شد ه است که دلپذیری عشق اول را داشته باشد؟ آیا از حال و هوای عاشقی
خوشتان می آید؟ یادبودی از عشق اول تان دارید؟خوف اینکه عشق مکرر به سرنوشت عشق
اول دچار شود آزارتان نمیدهد؟آیا شما از جمله عاشقان پریشان احوالی هستید که در اثر تلاطم
عشق،معشوقتان را رنجانده یا می رنجانید؟ نظرتان راجع به تملک عشق چیست؟
آیا مثل خیلی ها معتقدید عشق تا وقتی به وصال نیانجامد آتشین و پرشور است و بمحض
رسیدن به وصال به سردی می گراید؟ آیا با من هم عقیده اید که بمعنای واقعی کلمه عشقی
نمانده و امروزه از عشق پاک و بی آلایش فقط نامی باقیست و عشاق دروغین همه در پی
رنگند و آخر الامر به ننگ منجر میشوند یا نظر دیگری دارید؟البته من به کل تعمیم نمیدهم و
اگر باشد بسیار محدود و معدود و انگشت شمار است.از اینکه سوالات متوالی موجبب تشتت است
عذر میخواهم و پیشاپیش از همه عزیزانی که بر من منت نهاده نظر میدهند صمیمانه تشکر و
قدردانی می نمایم. الزامی نیست که به همه ی موارد پاسخ دهید هر کس هر آنچه را که بنظرش
میرسد و احیانا تجربه کرده و مواجه شده است ذکر کند موجب مزید امتنان است.
ایام بکام.شادی مدام..