حسین(ع) آموزگار آزادی و آزادگی
۱۰۰۰۰۰ مرتبه شکر که همه دوستان محترم و محترمه یکصدا و یکدل در کمال صحت و عین
عافیت از نعمت سلامتی که افضل النعمات است برخوردارند و کبکشان خروس جنگی اعلای
لاری میخواند و جوش و خروششان نشان از نشاط و سر زندگی دارد. قافله دلشدگان دلاور
دشت جنون اینک شب و سیاهی را را پشت سر گذاشته و بسوی صبح پیروزی و رستگاری
گام بر میدارد و دلها را با خود به کرب و بلا می برد. تربت خونباری که عزت و شرف و آزادگی را
تا ابدالدهر بر بلندای تاریخ فریاد میزند و کوس رسوایی ظالمان از خدا بی خبر فریب خورده را
به گوش زمین و زمان میرساند.سند مظلومیتی است که مبین تحقق وعده ی مسلم الهی
است که همیشه خون بر شمشیر پیروز است... بر اساس باور قلبی و اعتقادات مذهبی در
مناطق جنوب و چه بسا سایر نقاط کشور مرسوم است که مردم شبهای تاسوعا و عاشورا تا
صبح علی الطلوع زیر علم سید الشهدا (ع) و ۷۲ تن از یاران باوفایش بر سر و سینه میزنند و
به عزاداری می پردازند. نگارنده شخصا در مراسمات و شب زنده داریها مزبور حاضر و ناظر بوده ام
و تقریبا ۴۸ ساعت تمام یعنی از شب تاسوعا لغایت ظهر عاشورا که از شدت مراسم سوگواری
کاسته و اصصلاحا قتل شکسته می شود به هیچ وجه خبری از خواب نبود و خواب آلودگی معنایی
نداشت. مثل همین الان ،ماه محرم و صفر که فرا میرسید بساط حلیم و آش نذری و پخت و پز و
طعام در هر کوی و برزن برپا بود و هر گروه و دسته ای طبق برنامه ی از پیش تعیین شده در
یکی از این محل ها حاضر می شدند و مردم بصورت خود جوش در تامین مواد و ملزومات و ابزار
مورد نیاز و مراحل پخت و پز و تقسیم و النهایه شست و شوی ظروف و رفت و رو و نظافت محل
عاشقانه و خالصانه با بانی خیر همکاری و همراهی می نمودند و در ثوابش شریک می شدند.
بنده نیز در معیت دوستان و آشنایان هر سال شب تاسوعا در منزل احدی از بستگان محترم که
علاوه بر شب تاسوعا ۲۸ صفر نیز شش دیگ خیلی بزرگ حلیم بار گذاشته می گذارند
( الان ظاهرا بجای شب در روز تاسوعا طبخ و توزیع میشود) حضور یافته و تا خود صبح بیدار
می ماندیم و اگر افتخار انجام خدمتی و توفیق ذخیره ی ثوابی دست میداد در حد وسع و
توانائی کمک میکردیم. یکی از اموری که بما که آن ایام نوجوان یا جوانی رشید و برازنده بودیم
محول می شد این بود که با ابزار مخصوصی مرتب دیگها را بهم بزنیم تا ته نگیرند.این دیگهای
بزرگی که عرض میکنم در میان عامه به دیگ امام حسینی (ع) معروف بوده و هست. هرگاه
صحبت از بزرگی دیگ در میان باشد بزرگترین دیگها همان دیگ امام حسینی است که از جنس
مس است ، حتما شما هم دیده اید. نحوه ی توزیع و تقسیم آش و حلیم و حلوای نذری نیز
در نوع خود جالب و دیدنی و شنیدنی است که اگر عمری باقی بود در پستهای آتی به آن اشاره
خواهم کرد .عصر تاسوعا مراسم خاصی در حسینه ی محلی موسوم به خیرآباد برپا میشود که
دارای قدمت زیادی بوده و کشف و کراماتی داشته است . لذا مردم جهت بهره مندی از اجر عزاداری
در آن مکان مقدس از سراسر شهرهای اطراف و حتی دیگر استانها راهی خیرآباد میشوند و نذر و
نذورات خود را ادا نموده از از فیوضات الهی بهره مند میشوند.بنده هم آن سالها هر کجا که بودم
حتی برای دقایق و لحظات محدودی هم که شده بود عازم آن دیار میشدم و دل را صفا میدادم
اما در سنوات اخیر بعلت کم سعادتی یا بی سعادتی حقیر سراپا تقصیر کمتر توفیق حاصل شده
است. شب عاشورا هم تا فردا ظهرش که به همت هنرمندانی والا مقام و پر شور مراسم تعزیه ی
حسینی بر پا میشد خبری از خواب نبود و تازه بعد از صرف طعام ظهر عاشورا که در همه ی تکایا و
حسینه ها سفره ی پر برکت امام حسین (ع) بر پا بود جهت استراحت و خواب به خانه می رفتیم.
تا قبل از آن خواب به چشم گریان سوگواران و عزاداران راه نمی یافت.مادر بزرگوارم تعریف می کند
که آن قدیم ها در دهه محرم کسی لباس نو نمی پوشید،عزادران از شاه گرفته تا گدا همه پا برهنه
بودند،کسی نمی خندید و می گفتند هر کس بخندد از حکم خدا دهنش کج میشود،دوستان و
آشنایان حتی اگر پس از سالها همدیگر را ملاقات میکردند روبوسی و مصاحفه نمیکردند، تخمه
شکاندن و آدامس جویدن و اصلاح و آرایش و عطر و ادکلن و پوشیدن البسه به رنگ شاد و
هر آنچه که در این سبک و سیاق باشد از اوجب منکرات محسوب میشد.خب دیگر زمانه فرق
کرده است.امید که دلهایمان مملو از شور حسینی و عشق به آرمانهای بلند سید و سالار
شهیدان باشد و از فلسفه ی قیام خونین آن حضرت درس عزت وآزادگی بگیریم.دکتر شریعتی
فرموده اند که هر انقلابی ۲ چهره دارد خون و پیام..
خوشا به سعادت آنانکه فلسفه ی قیام و پیام حسین (ع) و زینب (س) را درک کرده و
در زندگی بکار گرفتند و می گیرند.. با آرزوی سعادت و بهروزی من تا فردا شب از محضر عزیزان
رخصت می طلبم.