درود
در امتداد جاده ی بن بست
سرود زندگی بر لب
میرانم و
می خوانم
در پهن دشت هستی
جز تمایل و تمنا
چیزی برای پنهان کردن ندارم
شادیم را
با رهگذران
تقسیم میکنم
و با فریاد
بر همگان
بی هیچ انتظاری
درود می فرستم
می خواهم غریو فریادم را
حتی کسانی که در خانه های خویش
نشسته اند
بشنوند و بفهمند...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت 0:39 توسط حمید راهدار
|