تجربه پدر علم است...
باورم که خیال پردازی انسان،حاصل حرص و ولع وصف ناپذیر به تداوم کمیت
زندگی است و به کیفیتش نه که دلبستگی نیست بلکه حرص و ولع را شامل
نمیشود..قطعا زندگی برای هیچکس آنطور پیش نمیرود که در رویاهایش شکل
می گیرد و آرزو دارد.از همین روست که دلتنگی و حسرت ایام ماضی برای
همگان یکسان نیست و هر کس را دغدغه ای هست و تمنایی که فراموش
نمیشود.طبیعی است که حسرت عمر و فرصتهای از دست رفته ی من با تو
متفاوت باشد و از اهمیت و اولویتی برخوردار نباشد همچنانکه دغدغه
حسرت آفرین تو برای من و الی آخر...بهر تقدیر توجه واقبال هرکس رغبتی برای
دیگری بر نمی انگیزد و پیداست که عبرت حیات و ممات و میل و تمنا و حسرت
اتلاف مواهب و موقعیتها علی القاعده تاسف برانگیزست. سرمایه واقعی و
ارزشمند گذرعمرو آمال و آرزوها گوهری گرانبها بنام تجربه است که ضمن عبرت
مجرب، چراغ راه نسلهای آینده خواهد بود.لذا بایسته و شایسته است تجربه
بزرگان و پیشینیان را در حد اعلاء قدر و ارج دانسته و همواره به کار بندیم.تقویت
بنیه ی اجتماعی و تربیت و توسعه ارزشها ی فردی و کمالات و فضائل انسانی
مرهون احترام عمیق و شناخت دقیق رسالت تاریخی جلوه و جمال زندگی بشر
در طول قرون و اعصار بوده و خواهد بود...