بله عزیزان،دنیا به پیش میرود و زمین کماکان بدور خورشید میگردد.براین

باورم که خیال پردازی انسان،حاصل حرص و ولع وصف ناپذیر به تداوم  کمیت

زندگی است و به کیفیتش نه که دلبستگی نیست بلکه حرص و ولع را شامل

نمیشود..قطعا زندگی برای هیچکس آنطور پیش نمیرود که در رویاهایش شکل

می گیرد و آرزو دارد.از همین روست که دلتنگی و حسرت ایام ماضی برای

همگان یکسان نیست و هر کس را  دغدغه ای هست و تمنایی که فراموش

نمیشود.طبیعی است که حسرت عمر و فرصتهای از دست رفته ی من با تو

متفاوت باشد و از اهمیت و اولویتی برخوردار نباشد  همچنانکه دغدغه 

 حسرت آفرین تو برای من و الی آخر...بهر تقدیر توجه واقبال هرکس رغبتی برای

دیگری بر نمی انگیزد و پیداست که عبرت حیات و ممات و میل و تمنا و حسرت

اتلاف مواهب و موقعیتها علی القاعده تاسف برانگیزست. سرمایه واقعی و

ارزشمند گذرعمرو آمال و آرزوها  گوهری گرانبها بنام تجربه  است که ضمن عبرت

 مجرب، چراغ راه نسلهای آینده خواهد بود.لذا بایسته و شایسته است تجربه

بزرگان و پیشینیان  را در حد اعلاء قدر و ارج دانسته و همواره به کار بندیم.تقویت

بنیه ی اجتماعی و تربیت و توسعه ارزشها ی فردی و کمالات و فضائل انسانی

مرهون احترام عمیق و شناخت دقیق رسالت تاریخی جلوه و جمال زندگی بشر

در طول قرون و اعصار بوده و خواهد بود...