کودک شب

در حصار خانه ها

تنهاست

محفل شب زنده داران

در پناه ماه

 سفیر مهربان

غمگساری

گرم و پابرجاست

شاهد

این مدعا

خورشید صبح روشن

فرداست

آسمان در

دیدگان مست شب

زیباست

بانگ نوش و

قهقه ی مستانه ی

دردی کشان

برپاست

ای دریغا

عشق بی معناست

عاشقی رویاست

کودک شب

در حصار خانه ها

تنهاست...