من اینجا در انتظار

آمدن فصل عشق

 تنهایم

ترا پیوسته می خوانم

کجایی

جان جانانم

جز تو

کسی مرا

با گل و عشق و

 بهار و آفتاب

آشتی نمی دهد

هرشب

خواب تو را می بینم

و عشق را

بر ماسه های

نرم ساحل

به تصویر می کشم

و خسته و وامانده

از فراقت

شعر می سرایم

دیگر زمان هجر و جدایی

گذشته است

در کوچه باغ دلم

پرواز کن...