من گلی را دوست میدارم که در گلزار نیست...
سلام یاران. راستش این پست را سحرگاه ماضی نوشتم اما متاسفانه
امکان ثبت فراهم نشد. لذا مرهون آغازین دقایق شور انگیز بامدادی
شعله ی لرزان شمع سوزان دل عشاق سرگردان را به شهادت
طلبیدم تا دیگر بار شکوه وجلال قلم را بر قله ی رفیع معرفت به
تماشا نشسته و شور و شوق و بی پروائیم را در مسلخ عشق گواهی
نماید...مهربان یار دلنوازم،بهانه ی حضور سحرگاهیم در محفل دلدادگی
عرض سلام و ادب و احترامی است از حنجره ی زخمی تغزل و سینه ی
سوخته از آه و ناله و اندوه آرزوهای بر باد رفته...اگر به احساس پاک و دل
غمناک عاشق مجنونی که تو یارش هستی تردیدی بدلت افتاد بی پرواتر
از همیشه با سنگ صبوریت شیشه ی نازک و بلورین دل غمناک از
تنهائیم را بشکن و خنجر از نیام برکش و با قساوت تمام قلبم را بشکاف
تا ببینی از خون سرخی که جاری میشود نام سترگ تو نقش می بندد
و بشنوی که در هر تپش نام بلندتو را زمزمه میکند.این دل نوشته را در
اوج شور و شیدایی بر روی لطیف آخرین گلبرگ بجا مانده از گل سرخ
عاشقی، برای تو می نویسم.تو ئی که سخاوتمندانه لحظه لحظه ی
عمرم راجلوه ای از نور و روشنایی بخشیدی و حیات جاودانم دادی.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
ای نازنین ،
دلم را داده ام از دست در عشقت به آسانی
تو را تا بی نهایت دوست دارم هیچ می دانی؟؟؟؟؟
عزیزم،
اگر من شاعرم شعرم تو هستی
و گر من عاشقم،عشقم تو هستی
اگر من یک کتاب کهنه هستم
بدان زیباترین برگش تو هستی
نگارا،
ز شوق فیض دیدار سحرگاهی
چه بنویسم؟؟نمیدانم......
براه تو فدا شدن اونی که نمیشه خسته منم من
تو جاده ی رهایی و عشق و وفا اونی که نمیشه خسته منم من..
محبوبم، با نهایت عشق و شیدایی و محبت و صدق و صفا ،صبوریت را
می ستایم و مهربانیت را ارج می نهم. تو با روح بلند و آسمانیت
کج خلقی و قدر نشناسی ها و بدی هایم را ندیدی و عاشقانه
دوستم داشته و داری من نیز بیش از ظرفیت انعکاس در واژه و
زبان و بیان دوستت داشتم و دارم و خواهم داشت آنچنان که در
وهم نگنجد.اکنون در مجال آخرین جام مشتاقان وصل دوست،دم را
غنیمت شمرده، شکوه عشق دیرین و حسن و ملاحت یار شیرینم
را در قالب فریادی رسا از اعماق دل دردمندم نثار مقدم جانان کرده
و با نهایت افتخار اقرار میکنم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
دوست دوستت دارمممممممممممممممممممممممممممممممممم
دوستت دارم ای سیاهی شب/ چونکه همرنگ زلف سیاه یار منی
چونکه همرنگ روزگار منی