سلا م عزیزان جان.عارضم به حضور انورتان که بنده ی حقیر

به روح جاری عشق و لطافت باران و عطر خاک باران خورده و

صفای کوچه باغهای عاشقی بدهکارم.چرا که باران در بهار شعرا

 سخاوتنمدانه طراوت و زیبایی را به سراچه دل و دیده ارمغان آورد

لکن من آنچنان که باید و شاید حق رحمت و شکر نعمت را بجا نیاوردم.

بنده همان به که ز تقصیر خویش

عذر بدرگاه خدا آورد

ورنه سزاوار خداوندیش

کس نتواند که بجا آورد

بله عزیزان در راستای شکر رحمت الهی (باران) بر آن شدم شعری

ناقابل را به محضر مصفایتان تقدیم نمایم. امید که مقبول طبع لطیف

 و مشکل پسندتان قرار گیرد.مردم مهربان و حق شناس سرزمین

گرم و تفتیده جنوب همیشه تشنه کام نزول رحمت الهی هستند و

این چند ساله که در سراسر میهن عزیزمان ایران با بحران کم آبی و

خشکسالی مواجه گردیده ایم بارش زود هنگام مظهر رحمت الهی

 که مایه ی حیات است و در لطافت طبعش خلاف نیست بحمداله و

 المنه نوید بخش سالی پر از  برکت و رحمت و سرشار از نیکی و خیر

 و خوبی و خوشی و آبادی است و طراوت ونشاط و شادکامی و

 خوشدلی را به ارمغان آورده است.

ترنم باران نقره فام

رویاهایم را

تا بیکران افق

پرواز میدهد

ناودان خانه ها

با نوای باران

نغمه ساز کرده اند

 های و هوی باد

قصه گوی بزم عشق

قطره هاست

دیدگان منتظر

مست نغمه ی خوش باران

رقص  رهایی دانه ها را

به تماشا نشسته اند

و در سراچه ی دل

 ایزد یگانه را

شکر می کنند

صلا دهید

یاران 

خوش آمدی

باران.