فاش گویم که در

غیابت دوش

عاشقی را به ماه

بخشیدم

با غمت سرخوشانه

جنگیدم

با خودم کودکانه

خندیدم

آشیانم ستاره

 باران شد

دل و جانم فدای

 یاران شد

همدم برگهای

پائیزم

همچنان از ترانه

 لبریزم

 روزها بیقرار

مهتابم

شب برای سپیده

بی تابم

بی تو جانا

نمی برد خوابم.