شعر و شاعری
سلام یاران
عارضم در سرایش شعر عوامل بسیاری دخیل و موثرند
که خانواده،محیط کار و تحصیل،دوستان و معاشران،
مخاطبین و شنوندگان اشعار و آثار ،شرایط اقلیمی و
جغرافیایی زندگی،اوضاع و احوال و شرایط اجتماعی
جامعه،کیفیت جسمی، سطح تحصیل و دانش و معلومات،
شغل و برخورداری یا محرومیت از امکانات مالی و مادی
از آن جمله اند.بعبارتی این عوامل در تقارن و امتزاج با
یکدیگر شخصیت شاعر را شکل میدهند.شخصیتی که
مجرد و منفرد از انسانیت شاعر نیست.یعنی در وهله اول
انسان است و سپس شاعر ، نقاش ، موزیسین ،بازیگرو
فلان و بهمان .منظورم این است که انسانیت انسان خود
والاترین مرتبه هنرمندیست و اگر کسی متصف به کرامات و
محاسن و فضیلتهای انسانی نباشد نمیتواند نام و مرتبه ی
وزین هنرمندی را بر خود داشته باشد و اگر هر از گاه به
افرادی مواجه میشویم که در کسوت هنرمند فاقد روح لطیف
و فضایل و کمالات انسانی هستند متقلبانی دروغین و عوام
فریب و کاسب و سوداگرانی نان به نرخ روز خور و لئیم بیش
نیستند که برای کسب منافع و مواهب مادی و شهرت و
محبوبیت کاذب به توهم دچارند و خودشان بیش از هر کسی
به پوچی و بی هنری و مرتبه نازل روحی و معنوی خود
واقفند که متاسفانه در اوضاع واحوال امروز تعداشان کم
نیست و به وفور یافت میشوند .ایشانرا با شرافت و تقدس
قلم کاری نیست و ما را با آنها.....
باری شاعر باید از تاثیر بادهایی که از جهات موافق و مخالف
میوزد بر حذر باشد و با منش والا از رذالت و ابتذال و سخافت
کلام بپرهیزد و ازآفات و آسیبها دوری گزیند وبقولی روئین تن
باشد.اصالت و شرافت انسانی هنرمند بخصوص شاعر
که با واژه و کلام سر و کار دارد بر هر چیزی مقدم و ارجحیت
دارد.از شاعر شریف و آزاده و مستقل و ثابت قدم جز این
توقع و انتظار نیست و تنها در این صورت است که شعر از روح
و جوهر ذاتی هنر بهره مند گردیده و سرشار از شور و شوق
و لطافت چون از دل برخاسته به دل خواهد نشست و اصولا
رمز ماندگاری شاعران بزرگ و دردمند وگرانقدر این سرزمین
اهورایی که ذکر نام بلندشان در این مجال و مقال نمی گنجد
برخورداری و اتصاف به صفات موصوف است که ستاره ی
اقبالشان تا ابد بر تارک فرهنگ و ادب فارسی می درخشد و
موجب فخر و مباهات فارسی ز بانان در اقصی نقاط گیتی
است. والسلام .تا فرصتی دوباره ایام بکام .