تولد عشق
عشق
ساده و ملایم
آهسته آهسته
از پرچین دیوار قلبم
بالا آمد
و در من آغاز شد
اینچنین بود که
طوفان وزیدن گرفت
امواج سهمگین
ساحل قلبم را در نوردید و
ناگهان از هیبت عشق
دیواره ی قلبم فرو ریخت
غرورم شکسته شد
بی سر و سامانی ام
شکل گرفت
چشم انتظاری
معنا یافت
سرگشتگی
شیدایی
شوریدگی
هویدا گشت
شادی رخت بر بست و
جایش را
غم و زجر و ملامت
اندوه و غصه و ملالت
پر کرد
ای دریغ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت 20:28 توسط حمید راهدار
|