ما را سریست با تو که گر خلق روزگار// دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم ..
باید از نسیم
یاد بگیریم
در بهار
بامدادن نفس بکشیم
خطی به روی هرزگی
هوس بکشیم
لبخند زنان
غزل بخوانیم
دلبسته ی این
قفس نمانیم
تا عشق در این
سرا بروید
در باغچه نسترن
بکاریم
گردیم رها
زخصم بد کین
بر عهد و وفای
خود بمانیم
در اوج سپهر
پر بگیریم
گلواژه ی عاشقی
سرائیم..
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت 18:5 توسط حمید راهدار
|