بهار بود ،تو بودی،عشق بود و امید// بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت...
دیریست
ای نگار
احساس من
از یاد مهربانیت
لبریز می شود
دیریست
دلبرم
کز دیدگان من
اندوه دوریت
چون برگریز باد
سر ریز میشود
دیگر عروس باغ
شادی نمی کند
دیریست ای دریغ
کاین اشک هم
برای رهایی
ز داغ ها
یاری نمی کند .
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت 0:4 توسط حمید راهدار
|