نگار دلفریبم

 با رفتنت

به روشنایی مهتاب

نقش تیرگی زدی 

آوای جویباران

حزین گشت

اندوه خفته بیدار ،

 رنج نهفته

پدیدار و 

افسانه ی غم 

آغاز شد

لیک من غمزده

ازسردیها

رو به درگاه خدا

می نالم

تا مگر باز کند

روزنه ی فردا را