دل را به کف هر که نهادیم پس آرد/ کس تاب نگهداری دیوانه ندارد...
ای دل مسکین
ای دل غمگین
چه کنم
با تو؟؟
که دهد تسکین
تو اسیری ایدل
چه فقیری ایدل !!
چشم گریانم
حال پریشانم
پرم از تشویش
چه کنم با خویش؟؟
ای دل درویش
بی خبر از تو
در فرو بندد
یار دشمن کیش
به که می گویی !!؟؟
مانده ام در خویش...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸ ساعت 15:39 توسط حمید راهدار
|