بنده حقیر دارای آن شان و جایگاه نیستم که بخود اجازه دهم در خصوص

این مهم اظهار نظر کرده وعرض خود برده و زحمت دیگران بدارم لکن در

حدی که به اهمیت مطالعه ونمایاندن برجستگی شخصیت وجودی اشرف مخلوقات

اشاره شود را ضروری دانسته و حداقل وظیفه انسانی خود میدانم.مسلما

بر اساتید بزرگوار عرصه علم واندیشه بالاخص بزرگواران حوزه و دانشگاه

فرض است که با اولویت بیشتری ابعاد وجودی انسان رامعرفی و تجزیه و

تحلیل نمایندچرا که اهمیت بسیار داردو معتقدم هر چه انسانها بیشتر به

شان و منزلت خود نزد خالق هستی آگاه شوند وبیشتر و بهتر به وظایف و

رسالت انسانی خود وقوف یابند  در جهت تعالی روح ملکوتی خود که از

سوی خداونددروجود بشر ودیعه گذاشته شده از هیچ تلاشی فروگذار

نخواهند بود.چون این صفات ملکوتی در فطرت انسان فارغ از هرنوع رنگ و نژاد

و... نهادینه شده وتمام تلاش نوع بشردر طول اعصارو قرون درک حقیقت

هستی بوده است.بهرحال تبیین فلسفه ی وجودی انسان بطور خاص و اساسا

فلسفه ی خلقت بطور عام موضوعی است که اهمیت آن از هر موضوع دیگری

بیشتر بوده واصل همین است .باقی امور فرع بر این مهم بوده وبعنوان ابزاری در

جهت کشف حقیقت اهمیت می یابند وگرنه بخودی خود دارای اهمیت چندانی

نیستند.این نظریه واعتقاد حقیر است .لذا از عموم صاحب نظران و اندیشمندان

استدعای عاجل دارم در راستای روشنی راه بشرتلاش بیشتری بخرج دهند.

دعای خیر طالبان حقیقت بدرقه راهتان باد.آمین یا رب العالمین.