ای شعر!!

 این خانه ی

محقر و خاموش را

تنها

نجوای باران و

 یاد یار

و شکوه سترگ

 وسوسه ی تو

قابل تحمل

کرده است

تا در حصارآهنین

یاس و نا امیدی ها

نپوسم

تو در

زوایای روح من

پنهانی و

من در

کمند

زلف تو زندان...