سلام عزیزان...امیدوارم خوب و خوش و خرم باشید... 

حلول ماه مهر و مهربانی را به همه دوستان ارجمندی

 که درسنگر مدرسه و دانشگاه مشغول تدریس و

 تحصیل و پژوهش و تحقیق اند تبریک و تهنیت عرض

 نموده و استدعا دارم اولویت اول را به درس و

 مشق که رسالت اصلی و وظیفه ی خطیرشان است

 بدهند تا انشاء اله همچون سنوات قبل موفق و موید

 بوده و موجبات خرسندی خود و اولیاء عزیزشان را فراهم

 آورند تا به مثابه ی نگین درخشان ایران عزیز به مردم

 خوب  و فهیم کشور عزیزمان خدمات شایسته و بایسته

 ارائه و خدمتگزار خوب و مفید و متبحر و متخصص

باشند...بعد از این سفارش اکید، عارضم که بیائید

به کاکتوس ها نیز محبت نموده و آنها را دوست بداریم..

بخاطر وجود کاکتوس هاست که لطافت و زیبایی گل

سرخ را بخوبی احساس نموده  و عاشقانه دوستشان

داریم...در این مجال درگذشت اندوهناک مرحوم پرویز

مشکاتیان آهنگساز شهیر و برجسته و نوازنده ی بنام

 سنتور را خدمت هموطنان شریف خاصه هنرمندان و

 هنردوستان عزیز و ارجمند تسلیت و تعزیت عرض

 نموده از درگاه باریتعالی برای آنمرحوم رحمت و مغفرت

واسعه ی الهی و برای بازماندگانش صبر و اجری

 جزیل و جمیل استعانت دارم....حرف دل امروزم نیز

اختصاص دارد به رباعی بسیار زیبایی ازاستاد و

ادیب فرزانه ی میهن عزیزمان جناب آقای شفیعی

کدکنی که به سال۱۳۴۶در تهران سروده است و

اکنون که آن استاد فرهیخته رحل اقامت افکنده و

 ظاهرا در دیاری دور دست سکونت گزیده است

 ذکر یاد و نام و شعر و شعورش خالی از لطف نیست..

حسرت نبرم به خواب آن مرداب

کارآم درون دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان

دریا همه عمر خوابش آشفته ست .