دلتنگ یار
دلتنگم
غمگینم
هوای قلبم
بارانی
نگاهم
غمبار
روزگارم
تیره
غصه بر من
چیره
کاش با من بود
چشم مست
نرگس گیرا
یادگار عشق
نا میرا
آفتاب روشن
فردا
اختر تابان
رویاها
دیده می بندم
که تا شاید
سحرآفرین نگار
دربستر خیال
گنجینه ای ز راز نهانش
عیان کند
در تار و پود
پیکر من آشیان کند
دل را
به لطف مهر و فسونش
جوان کند
ظلمت سرای
کلبه ی ما را
زنور عشق
در کهکشان
خاطره ها
جاودان کند....
+ نوشته شده در جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 17:6 توسط حمید راهدار
|