دیشب خواب ترا دیدم

در رویا

گل ز لبت چیدم

عجب نقشی

چه تصویری

چه تعبیری

چه تقدیری

پراز کوکب

پراز مهتاب

دمی بشتاب

نه بر روی زمین

درآسمان بودیم

در لامکان بودیم

مرا یادست

 تو یادت نیست

عجب دردیست

شب مهتاب و تنهایی

تو بودی آه

چه رویایی

چه غوغایی

چه سودایی

به ناگاه صبح آمد

تا فغان آرم

چه فردایی

پراز حسرت

پر از اندوه

خوشا ای دل

تمنایی

تسلایی

نشاط و شور و

شیدایی

شب بارانی پائیز

دلم از مهر تو لبریز

و دیگر هیچ یادم نیست

تو یادت هست...؟؟