از دست عزیزان چه بگویم !!؟؟گله ای نیست......
حسب قول و وعده ای که داشتیم درج مطلب یا
مطالبی از او را در بخش نظریات به انتظار نشسته ام
و ارسال مطلبش برایم اهمیتی حیاتی دارد خلف وعده
فرموده و مرا در انتظاری سخت و جانفرسا معطل
نگه داشته است...عجبا که در پاسخ پیگیریهای مکرر
بنده هیچگاه پاسخی در خور و قانع کننده نمیدهد یا
اگر هم زحمت ارسال پاسخی را تقبل میفرمایند باری
بهر جهت و از سر رودربایستی و رفع مسئولیت است
بنحوی که کنکاش و تدبر و تعمق زیادی لازم است تا
استادی چیره دست و خبره و اهل فن از پاسخهای
ارسالی چیزی دستگیرش شود چه رسد به حقیر سراپا
تقصیر که کردگان بر گنبد و مناره را هم به سهولت و
روشنی در نمی یابم...این مطلب را با این فونت در
اینجا گذاشتم تا چنانچه گذرش به کلبه ی فقیر و فقرا
افتاد عهد قدیم یاد آرد و بنده را بیش از پیش مرهون
محبت و مساعی اندیشمندانه ی خویش نماید..اسمش
هم گلایه نیست چون از طرفی در مرام و مسلک و راه
و رسم ماگلایه محلی از اعراب ندارد و از طرفی دیگر
حال و حوصله ای برای امور مهمتر هم باقی نمانده
است چه رسد به گلایه که خوبان به چیزی نمیخرند و
همیشه بیوفایی رسمشان است....صرفا جهت
تجدید مراتب ارادت و یاد آوری قلمی شده است....