سلام...دوست عزیزی که اطلاع داشته و دارد که

حسب قول و وعده ای که داشتیم درج مطلب یا

مطالبی از او را در بخش نظریات به انتظار نشسته ام

 و ارسال مطلبش برایم اهمیتی حیاتی دارد خلف وعده

فرموده و مرا در انتظاری سخت و جانفرسا معطل

نگه داشته است...عجبا که در پاسخ پیگیریهای مکرر

 بنده هیچگاه پاسخی در خور و قانع کننده نمیدهد یا 

 اگر هم زحمت ارسال پاسخی را تقبل میفرمایند باری

 بهر جهت و از سر رودربایستی و رفع مسئولیت است

بنحوی که کنکاش و تدبر و تعمق زیادی لازم است تا 

 استادی  چیره دست و خبره و اهل فن از پاسخهای

ارسالی چیزی دستگیرش شود چه رسد به حقیر سراپا

تقصیر که کردگان بر گنبد و مناره را هم به سهولت و

روشنی در نمی یابم...این مطلب را با این فونت در

 اینجا گذاشتم تا چنانچه گذرش به کلبه ی فقیر و فقرا

افتاد عهد قدیم یاد آرد و بنده را بیش از پیش مرهون

محبت و مساعی اندیشمندانه ی خویش نماید..اسمش

هم گلایه نیست چون از طرفی در مرام و مسلک و راه

 و رسم ماگلایه محلی از اعراب ندارد و از طرفی دیگر

 حال و حوصله ای برای امور مهمتر هم باقی نمانده

است چه رسد به گلایه که خوبان به چیزی نمیخرند و

همیشه بیوفایی رسمشان است....صرفا جهت

 تجدید مراتب ارادت و یاد آوری قلمی شده است....