دلخوشم به حضور و درک محضر عزیزان

احساسم اینست که برای همه سنگ

صبورم وهمه حاضران و ناظران نیزمرهمی

هستند بر زخمها ومسکنی بردردها.

نه فقط درد من که درد انسانیت که

من هم جزیی از آن کل هستم.مخاطب

محتاج همه

عاشقان،شاعران،نویسندگان،ادبا،عرفا و

بطور کلی عوام وخواص. پس منهم بعنوان انسان ، خیلی

خیلی اهمیت دارم.موجودی شیدا و

 خیال انگیز ، با قابلیت جاودانگی

و بالندگی 

درکسوت شور انگیز عاشقی وسرشاراز

 روح امید ونشاط و زندگانی.

بی شک هیچ موجودی مثل

انسان واجد همه توصیفات وتعریفات

نیست لیکن ما انسانها همه را شامل

میشویم چرا که بعنوان مظهری

ازمظاهربی شمارومتفاوت باریتعالی

 با اراده ومرحمتش درکاینات جاری وساری

 هستیم واین کم موهبتی نیست.

عشق رابما ارزانی داشت تاسیب سرخ

محبت را با لذت و رغبت تقسیم کنیم

واز تفرفه بپرهیزیم وجان را متاعی ناقابل

بدانیم که در راه دوست دادن سرافتخار

ماست.باقی بقایتان جانم فدایتان.