روزها بهم

نمی رسند

اما ما نقطه های مهجور

عاقبت روزی

از روزها

وعده ی دیدار را

وفا خواهیم کرد .....

ما جدایان امروز

آشنایان فردائیم

و در باغی بزرگ

با انبوه درختان

برگهای روشن

نقش غبار را از

اسرار حیات تب آلودمان

خواهیم زدود

و در مامنی خرم و شاد

گل صد برگ عشق را

در جوی جاری زندگی

پر پر خواهیم کرد و

 در حلقه ی رندان

خرابات

رسم خدمت را بجا خواهیم آورد

من آنروز را

به انتظار نشسته ام...

نازنین...