رو در روی آئینه و آتش

یکریز میرقصم

نه حساب لحظه ها را دارم

نه هراس آتش را

سمندر گونه

میرقصم  و

 میسوزم

عابران زیر لب گویند

چه رقص نابه هنجاری

نیمی در آتش و

نیمی در آئینه...!!

و من همچنان میرقصم 

شاید که 

گلستانی پدید آید

از این آتش ...