مشق شعر
آپ کردم تا بمناسبت حلول رمضان المبارک،ماه عزیز
میهمانی خدا و بهار قرآن پست جدید بذارم و گذاشتم.
اما در همین اثنا نمیدونم کجا رو سهوا کلیک کردم که
نباید میکردم..! و بعد که مراجعه کردم دیدم قالب وبم
عجیب بهم ریخته و طول و عرض صفحه شلم شوربا و
غیر معمول شده و خلاصه تار و پودش ملتمس رفوست.
البته از دوستان پرسیدم ظاهرا پستها بطور کامل وبدون
مشکل قابل رصد و مشاهده است. فلذا خدا را صد
هزار مرتبه شکر کردم که شرمنده عزیزان نشدم.
البته من که خیلی درهم بر هم مشاهده میکنم و فعلا
مشغول ویرایش و بازسازی هستیم.راستش خودم که
از لحاظ فنی مهارتی ندارم و کمافی السابق مصدع
دوستان و بانی زحمت عزیزان شده ایم که حقی مزید
بر گردن من دارند و بیم آن دارم که جبران مافات و
مزاحمتها میسور و میسر نشود و در خجالتشان بمانم.
متاسفانه هیچگاه ره آوردی جز عرق شرم نداشته ام
که نثارعزیزان مهربان نمایم.البته همه امیدم به فردا و
فرداهاست تا انشاءاله در مجالس و محافل سرور و
شادیشان جبران نمایم.خوب از این مقوله می گذریم.
عارضم به حضورتان با عنایت به عنوان مطلب که مشق
شعر است ۳ بیت از غزلی را که در دست نگارش دارم
به مقام شامخ سروران ارجمند ارزانی میدارم تا مثل
همیشه مراحم لطف و بزرگواریشان را از حقیر دریغ
نداشته و مجددا بنده ی کمترین را راهنمایی و تشریک
مساعی فرمایند..
یار آهنگ جدایی ساز کرد
قصه هجران زنو آغاز کرد
تا بجویم واعظان شهر را
یار نوشیده است جام زهر را
روزگار شور و شیدایی گذشت
آتش عشقم به خاکستر نشست...
ضمنا توام با استدعای ارسال نظرات و ایده ی ارزشمند
و کارشناسانه اتان ،مستمند دعای خیرشما روزه داران
مومن و خدا جو هستم. در این ماه عزیز که مملو از
برکت و رحمت و مغفرت الهی است قربه الی الله
محتاجین و مومنین و مومنات را فراموش نفرمائید.
اجرکم عندالله.