داغ عشق...
دستی از دور بر این آتش سوزان داریم.
عزیزان ،ماه پر فیض برکت رمضان المبارک که ماه
مهمانی خداوند منان و بهار قرآن است نزدیک است و
مطابق سنت هرساله با شوق و شعفی وصف ناپذیر
به استقبالش میرویم. انشاءالله که از این ماه رحمت و
مغفرت و بخصوص لیالی ارزشمند قدر خوشه خوشه
معرفت بچینیم و بر ایمانمان بیفزاییم و باز بودن در
رحمت واسعه ی الهی را غنیمت بشمریم.
بواسطه حلول عنقریب این ماه عزیز بی مناسبت
ندیدم بیت شعر ذیل را که در دفتری از دفاتر شعرم
بیادگار دوست عزیزی و با خط ایشان یادداشت شده
است را تقدیم محضرتان کنم. چه بسا آن دوست
مهربان که سالهای سال است رحل اقامت افکنده و
در دیاری دور دست ساکن است و از روی لطف کماکان
هر از گاهی مجازا به حقیر سر میزند مشاهده و
ملاحظه نماید و خاطرات گذشته های شیرین ،دقایقی
از ساعات زندگی ایشان و دیگر دوستان وهموطنان را
در غربت حلاوت بخشیده و خلوت و جلوت عزیزان را اگر
قابل بدانند اندک رونقی دهد و مفتخرم عرض کنم که
این تنها بهانه ی زندگی و دلخوشی من است.
روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیر
بخوردروزه خودرابه خیالش که شب است.