چه بی رحم است صیادی که از صیدش حذر دارد...
خیال بوسه میسازد کبود آن لعل نازک را
چه بی رحمم به دندانش گزیدن آرزو دارم...
*********** ***********
چه میشود اگر شبی بر لب من نهی لبی؟
تا به لب تو بسپرم ،جان به لب رسیده را
*************************
از خود مران مرا که قسم میخورم هنوز
جز با دو چشم مست تو عهدی نبسته ام .
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 17:0 توسط حمید راهدار
|