دل را به دریا میزنم.
این سه بیت شعر که تقدیم محضر خوبان میشود را
همین امروز فی البداهه سروده ام.لذا هم باید تکمیل
شود و هم ممکن است که نیازمند ویرایش و تصحیح
باشد.نظرات ارزشمند شما اساتید ادیب و هنر دوست
منتی جاودانه است که آنرا بجان خریدارم.
در غمت دل را به دریا میزنم
دست و پا در سیل غمها میزنم
کشتی بی ناخدایم غرق شد
طعمه ی طوفان و رعد و برق شد
شب دگر محتاج ناز شمع نیست
خاطر چشم انتظاران جمع نیست.
امید که عزیزان دل،نظریات راهگشا و کارشناسانه ی
خود را از بنده دریغ نفرمایند که به الطاف صمیمانه ی
فرهیختگان و اندیشمندان حوزه ی شعر و ادب سخت
محتاج و امیدواریم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 14:55 توسط حمید راهدار
|