ایران من
خاک وطن روضه رضوان بود مام وطن دلبر جانان بود
گنج مراد و هنر و معرفت بارگه مشهد یاران بود
مهد دلیران ویلان شجاع شیر در این بیشه هزاران بود
معدن حسن است وتمنا وراز جایگه لاله عذاران بود
خصم زبون گشته مجازات و باز بی خبر از خیل سواران بود
رفت زمستان و سیا هیش ماند شاهد جاویدبهاران بود
نام بلندش به ثریا رسد دولت پاینده دوران بود
دوست فرو مانده ز آوازه اش دشمن از این هیمنه گریان بود
هست وطن وقف امام زمان ع حافظ آن شاه خراسان بود
در ره آزادی این خاک پاک جسم بخون خفته فراوان بود
میرسد از عرش سروشی دلم
گفت که در حرمت ایران بود
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت 1:35 توسط حمید راهدار
|