(( هر آن کس دل به دریا زد رهایی یافت )) ...
دیگر سنگ هیچکس را
به سینه نمی زنم
برای روز مبادا هم
نقشه نمی کشم
این بار هم مثل همیشه
برفی که نابهنگام می بارد
تمام جاده های منتهی به تو را خواهد بست
و من اینجا
خسته و تنها
در ساحل آبی آرام دریا
به سرنوشت می اندیشم
که چگونه تصویرگر جدائی هاست ...
بر من خرده مگیر
تکلیف دیگر و
تصمیم بهتری درکار نیست
(( مرا آن دل
که بر دریا زنم نیست )) ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 21:55 توسط حمید راهدار
|