گلی از گلستان فایز ...
سحر شبنم چو بر گیسویش افتد
در عالم شورشی از بویش افتد
خوش آن ساعت که فایز همچو گیسوش
پریشان حال در پهلویش افتد ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲ ساعت 8:35 توسط حمید راهدار
|
سحر شبنم چو بر گیسویش افتد
در عالم شورشی از بویش افتد
خوش آن ساعت که فایز همچو گیسوش
پریشان حال در پهلویش افتد ...