آدم های عاشق
که محتمل معرف حضور اکثریت هنرمندان و علاقمندان به هنر هفتم اعم از
سینما و سیما و تصویر وفیلم و اینجور چیزا هست بخصوص از نوع کوتاه
و داستانیش.ایشان سال گذشته سیمرغ بلورین فیلم کوتاه داستانی
جشنواره ی فیلم فجر را برای بوشهر به ارمغان آوردند و مثل سایر
هنرمندان بوشهری افتخار خاک گرم و تفتیده ی جنوب اند و مردم قدر
شناس بوشهر بسیار دوستشان دارند.حکایت عاشقی و صفا و پشتکار
بی نظیرش را مکرر شنیده و خوانده ام اما متاسفانه بنده تاکنون توفیق
مصاحبت و آشنایی و مراودت دور و نزدیک با ایشان نداشته ام و همه ی
شناختم محدود است به شهرت و معروفیت آن بزرگوار.در ایام برگزاری
لیگ دسته ۱ که شاهین پارس جنوبی با کمک الطاف الهی و دعای خیر و
تشویق مستمر تماشاگران و کمک بی شائبه مسئولین محترم استان
جواز راهیابی به لیگ برتر را بدست آورد اگر اشتباه نکنم بازی خاطره انگیز با
نماینده ی استان گلستان بود که شاهین ۳ بر ۲ پیروز شد داریوش عزیز را
مشاهده کردم که بادختر خردسالش درضلع شرقی ورزشگاه شهید
بهشتی در تکاپو بود و مشتاقانه به دختر خردسالش آموزش عکاسی میداد
و او را با فنون هنر زیبای عکاسی آشنا میکرد.الحق دختر نازنینش نیز
بسیار مشتاق فراگیری بود و فکر کنم قریب به ۲ حلقه فیلم از زوایای
مختلف عکس گرفت حتی بعد از بازی در خیابان هم ملاحظه کردم که
داریوش سوژه یابی میکرد و دختر دلبندش عکس میگرفت. همان موقع به
خود فکر کردم این عکسها سالها بعد که این دختر بچه بسلامتی بزرگ
میشود ( مثلا هم سن الان من و پدر مهربانش )چه ارج و قربی خواهند
یافت و این دختربچه در آن سن چه هنرمند قابلی خواهد شد.داریوش حتما
خود به هردو موضوع فکر کرده و دریغ خورده که اگر در سن دخترش که بود
کسی پیدا میشد با این دلسوزی و ممارست او را تعلیم و تمرین میداد
الان چه قدر پیشرفت داشت؟ کسی که بدون پشتوانه و استاد اینقدر همت
والا بخرج داده که در جهان چهره ی مطرح و شناخته شده ای است اگر
مثل دخترش استادی داشت که دست او را میگرفت و پا به پا میبرد و او را
با فنون هنر فیلمسازی و عکاسی آشنا میکرد چه میشد؟ امیدوارم امثال
این هنرمند فرهیخته و فرزانه روز به روز در آسمان هنر بوشهر عزیز بیشتر
بدرخشند و هر روز ستاره ای نو سر زند و سایه ی وجودشان بر سر هنر
و هنرمندان و هنردوستان بوشهر مستدام و عمرشان به درازای ابدیت
باشد تا خوشه چین خرمن پربار هنرشان باشیم . آمین.