حرفهای دلتنگی
روزها و لحظه ها از پی هم میآید به ایستگاه اخر نزدیکتر ونزدیکتر میشویم وبمثابه مسافران غافل و خواب آلود قطاری هستیم که ایستگاه به ایستگاه علیرغم میل باطنی پیاده امان میکنند ودر هر حال به ایستگاه آخر میرسیم اما دریغ که عملا توجهی به این واقعیت ناگذیر نداریم . نمی خواهم امیدها را به یاس تبدیل کنم ولی مگر میشود از حقیقت به این روشنی گریخت وکتمانش کرد؟ مسلما خیر پس بیایید ره توشه برداریم ودر این راه بی بازگشت خوبی ها را پاس بداریم و بدانیم که زمستان میرود ولی رو سیاهی به... قدر همدیگر را بدانیم حرمتها را نگه داریم وبرای حقوق مادی ومعنوی همنو عان احترام قایل باشیم.جهان باقی را فدای لحظات زودگذر جهان فانی نسازیم وعشق را تکثیر کنیم دوستی را تبلیغ کنیم وبه فرزندان خود بیا موزیم که آنچه پاینده وباقیست خدا خواهد بود و لاغیر.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت 2:28 توسط حمید راهدار
|