طوطی ز نگاه تو بیاموخت سخن را ...
رویای کودکی ها
و آهنگ وفا را
با بادباک خیال
گرداگرد باغ سبز چشمانت
پرواز میدهم
و محال ترین آرزوها را
با دعای تو افطار می کنم
نازنین
خزانه ی هزار گنج دلم را
نذر چشمان مهر افشان تو کرده ام
به من نگاه کن
که در حسرت تگاهت
تا همیشه غمگینم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲ ساعت 3:48 توسط حمید راهدار
|