غبار فراموشی ...
گلهای سرخ
در هوای کوچه می شکفند
سروها
در هوای باغ قد می کشند
و پرندگان آشنا
شاد و نغمه خوان
از این شاخه به آن شاخه می پرند
سرخوشان وصل
در بهشت نور
غرق شوق و شور
شادمان به خانه می روند
اما هیچ کس نمی داند
و نمی خواهد بداند
لحظه های تلخ انتظار
در هوای یار
ما چه می کنیم ...!!؟
در هجوم درد و رنج زندگی
از جفای روزگار کج مدار
در غم نگار
ما چه می کشیم ...!!؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۲ ساعت 1:1 توسط حمید راهدار
|