خصایص شعر ...
با سلام و درود و دعا و ثنا به محضر شریف عموم مخاطبین و مراجعین گرامی در پاسخ دوست عزیزی
که مصرانه در خصوص ارتباط موضوعی و مفهومی مقوله _ شعر با دل __ طرح سوال نموده و پیگیر
اظهار نظر از جانب بنده می باشند به رسم ادب و به حکم وظیفه در حد بضاعت اندک و دانش ناقص
و ناچیز خویش بعرض مبارک ایشان و سایر علاقمندان به گوهر هستی بخش شعر میرساند که :
__ بنظر من حساسیت قلبی به هیچ وجه من الوجوه با طبیعت کار شاعرانه و شعر منطبق و
سازگار نبوده و نیست . مضافن اینکه چه بسا حساسیت شدید قلبی به حال شعر و شاعر
مثمر ثمر و سودمند که نباشد هیچ تازه مضر هم باشد که قطعن و تحقیقن همینطور است .
لکن اهمیت وحساسیت اولویت بخشی به نیروی زاینده تخیّل از جمله موارد فوق العاده
مفید و سودمند و عناصر لازم و حیاتی است که در مقام گزینش و پردازش و سنجش و
مقایسه الفاظ و واژه ها کاربرد اساسی و نقشی غیر قابل انکار دارد.
لهذا بر شاعر فرض است که با شتاب و شدت فی البداهه از اوّلی (دل) بگریزد و با دوّمی
(تخیل) در آمیزد . در واقع همین اصالت بخشیدن به تخیل است که در هیأت ذوق و خوش
سلیقه گی جلوه گر میشود و در بزم دلدادگان و دلبستگان حوزه شعر به نیکی و زیبایی و
شور و شیدایی تعبیر و تفسیر میگردد. برخورداری از نبوغ ذاتی و استعداد خدادادی و کشف و
شهود و معرفت و کمال و تمرین و ممارست و .... نیز از جمله فاکتورهای مهم و تاثیر گذار در
عرصه ی هنر زیبا و بی بدیل سرایش است که چون حیطه پرسش دوست عزیز نادیده ام صرفن
محدود و معدود به موارد پیش گفته راجع به شعر است و نه شاعر بمنظور اجتناب از اطاله کلام
از ورود و پرداختن به آنها که بر خلاف اوصافی نظیر : طراوت و تازگی و ظرافت و زیبایی و
شیوایی و شورانگیزی که مختص شعر است بیشتر به خصوصیات شاعر و سراینده
اشاره دارد اجتناب میگردد.
عاجزانه از اساتید فرزانه و شاعران مکرم و فرهیختگان معظم و دوستان شفیق دانشمندی
که همواره مرهون لطف و محبت بیدریغ ایشان بوده و هستم پوزش طلبیده و خاضعانه
استدعا دارم قصور و تقصیر و کاهلی و جاهلی و کم و کاستی های مزید این مختصر را که
از قلم قاصر و دانش اندک این کمترین ناشی میشود با بلند نظری مشفقانه به دیده اغماض
بنگرند و از سر لطف و مرحمت همیشگی رهنمودهای راهگشا و مساعی امید بخش خود را
دریغ نفرمایند. باقی بقایتان .