به تعبیری زندگی بیمارستانی  را می ماند که در آن زندگان در هیأت بیماران سخت دلباخته ی تغییر

بسترند. یکی می خواهد کنار کولر دوره بیماری را بگذراند و جایش دنج باشد دیگری کنار پنجره بودن

را در بهبود زود هنگام  بیماری موثر میداند آن دیگری هوس آواز به سرش زده و چهارمی تحمل رنج را

بر نعمت درمان ترجیح میدهد . گو اینکه انسان همواره در جایی کاملا راحت است که آنجا نیست ...!

این معادله چند مجهولی از جمله مهمترین و مشکل ترین  مسائلی است که من همواره در قلمرو

بسیط روح با آن درگیرم و علیرغم سعی و تلاش وافری که بخرج داده ام تاکنون لاینحل مانده است.