صدایم کن .
دست هایم
وارث غریب تنهایی
چشم هایم
از تبار تیره ی ابرها
و شانه هایم
کبود گوهر عشق
برمن
هر نامی بگذاری
مبارک است ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت 11:5 توسط حمید راهدار
|
دست هایم
وارث غریب تنهایی
چشم هایم
از تبار تیره ی ابرها
و شانه هایم
کبود گوهر عشق
برمن
هر نامی بگذاری
مبارک است ...