به روح پاک و بی آلایش معلم بیداردل زنده یاد دکتر علی شریعتی
درآن شب سرد و ساکت و تیره
بیدارتراز ستاره ها بودی
هنگام هجوم خوابها برشهر
دلواپس چشمهای ما بودی
با آنکه زمین پرازسیاهی بود
در چشم تو آفتاب را دیدیم
مفهوم سپیده ی شکفتن را
از خنده ی روشن تو فهمیدیم
تا سر زند از کرانه ها خورشید
تابیدی و صبح را نشان دادی
آنگاه درون بستری از نور
بی تاب تر از ستاره جان دادی.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸ ساعت 0:45 توسط حمید راهدار
|