بر ساحل تنهایی ...
با یادت
غمگین و خسته
نشسته بر ساحل تنهایی
ناگاه دست افشان
از دور دست خاطره می آیی
و (( غم از دل برود چون تو بیایی ))
من شادمانه
موج ها را به دست توفان می سپارم
تا عاشقانه
با رویای سپید
آب و آئینه
همسفر شویم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲ ساعت 23:28 توسط حمید راهدار
|