دیشب دوباره

با لبخندی محو

سرمست و خیال انگیز

از خاطر باغ و

خلوت بستان گذشتی 

و با داغ ماندگار

زخم خنجر عشق

به خاطره ها پیوستی

نازنین

زمزم نام قشنگ

 و شمیم عطر یادت

تا ابد در

کویر سینه ام جاریست ...