به بهانه کنسرت بزرگ سازهای ایرانی

                                                                   گروه (( شاهو ))

وارد سالن اجرا که میشوی 50 بانو و آقای جوان و خوش استایل با نظم و ترتیبی خاص  در چند ردیف

ساز بدست آماده و مهیا نشسته اند و توامان مضراب ها و آرشه ها را در حالت آماده باش 100 درصد

در دست داشته و  همگی با دقت تمام و تمرکزی مثالزدنی به مکانی که رهبر ارکستر ایستاده چشم

دوخته اند و منتظر فرمان ایشانند.

ناگهان دستان سرپرست گروه بالا میرود و با علامت خاص وی  به نشانه شروع دست و پنجه ی

شور انگیز هنرمندان زیبایی می آفریند و  هماهنگی و ظرافت اعجاز گونه حرکات در تلاقی  با حجم

نوای دلکشی که از لابلای کشش آرشه ها و زخمه مضرابها صحنه هایی دلنواز شکل می گیرد که 

که لذت و هیجان و شادی و سرور را به اوج میرساند و  البته گاهی اوقات فراز و فرود نواها حسابی

دل آدم را خالی میکنند که خود شرحی دگر دارد در آئین غزلخوانی ...

 به باور این کمترین حتی برای کسانی که اهل حساب و کتاب اند صرف وقت و هزینه برای تماشای 

موسیقی فاخر گروه (( شاهو )) به معنای واقعی کلمه می ارزد لذا کمترین تردیدی بخود راه ندهید.

بله دوستان واقعن دیدن کار و ملاحظه آثار گروه هایی که در عرصه هنر بطور عام و موسیقی بطور

خاص مبدع برنامه های جدید و مجری طرح های نو و  برگزار کننده کنسرت  های هیجان انگیزند خالی

از لطف نیست .

 با نگاهی اجمالی به ترکیب و  چیدمان گروه در ردیف اول 9 نوازنده چیره دست تنبور بر تشکچه های

کوچک مخصوصی  روی زمین نشسته اند ( بر خلاف سایر نوازندگان که روی صندلی جا خوش

کرده اند) . از قرار معلوم  روی زمین نشستن تنبور نوازان از آئین کهن و آداب خاص تنبورنوازی نشأت

می گیرد...

در ردیف های بعدی نیز 3 گروه نوازنده بچشم می خورد که عمدتن سازهای زهی مضرابی

__  از جمله تنبور  __  زهی آرشه ای  و گروه سازهای به اصطلاح کوبه ای  را شامل میشود.

جالب اینکه در میان خیل سازهای ایرانی ساز های نا آشنای زیادی بچشم می خورد یا حداقل

اینکه برای این حقیر  ناشناس و غریب  بنظر می رسید . مع الوصف بمنظور ارضای حس کنجکاویم

از مدعوین شریف و حضار محترم   استمداد طلبیده و سوال کردم لکن ایشان نیز  بعضی سازها

را نمی شناختند . البته من چند تایی که می شناختم  رو واسشون معرفی کردم  لیکن آن عزیزان بر

خلاف انتظارات اولیه متاسفانه آن چنان که می نمودند نبودند و هیچ گرهی از کار فرو بسته ما

  نگشودند ..  در آن میان سازهای نام آشنایی نظیر بربط و رباب و قانون و کمانچه و قیچک را به

راحتی می شد شناخت اما همانطور که عرض کردم سازهایی بودند که شکل و شمایل و هیبتی

 عجیب و غریب داشتند و تُن و جنس صدایشان جدید و متفاوت و سوای سایر سازها بود و  من

تا حالا که  نه دیگه  __  دقیقن تا قبل از برگزاری کنسرت پیش گفته  __ حتی اسم مبارکشان

بگوشم نخورده بود .باقی بقایتان .