امشب ای ماه تو هم درد من مسکینی ...
زیر نقاب ابر
در سایه راه میروم
و غنچه های باور الماس را
درتلألو انوار نقره فام مهتاب
به لبخندی مهمان میکنم
تا حسرت شیرین حضور
در پیچ و تاب زمان
پشت پلک خسته ی شب
به خواب رود
و عریانی صبر سبز
سرو را
در مسلخ تیز
تبر
تبریک و تهنیت گوید ...!!
نازنین امشب
این ماه بی ستاره تنها
رو به کدام سو
نهفته است ...؟؟
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:58 توسط حمید راهدار
|