*نازنین چشم بچرخان که بچرخانی مان ...
دیریست از خود ِ خودم
جدا افتاده ام
و دم به دم
بی خود از خود
بهانه می گیرم
بار زندگی
بر دوشم سنگین است
و زندگی
با همه تعلیق و تعلّق ها
بر مدار مهر می چرخد
و می چرخیم ...
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
* در شب معجزه مستانه برقصانی مان .
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 1:2 توسط حمید راهدار
|