پائیز

شرحه شرحه

از زخم دستان پینه بسته ی تابستان

تلاوت میشود

و بغض کویر تشنه

 خواب  طلایی جنگل را

آشفته میسازد

و من

با مخمل یادت

هزار دریچه

به کاخ رویاها می گشایم

و همراه با خیل عاشقان

(( جام می مغان را ))

در قاب زمان

قطره قطره می نوشم ...