زندگی آئینه تکرارهاست ...
به نهایت راه که بنگری
در می یابی که
چه بیهوده بود
آن لحظه های تلخ
و قصه های مکرر بی انجام
اما &
به انتهای راه
اگر رسیدی ....
آنگاه آفتاب تابان دیدگانت
به ناگاه غروب می کند و
تو در اعجاز لحظات گنگ زندگی
و سکر لحظه های بی تکرار
آرام آرام
به خواب می روی
و مادام که در عمق لحظه ها خوابی
فصل ها همچنان از پی هم درگذرند
باری / این بازی
تا بی نهایت هستی
بدون تاخیر یا تبعیض
تکرار میشود ...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت 17:7 توسط حمید راهدار
|